آن شب، شبي ديگر بود نه از آن باب كه ميان دو تيم رقابتي شكننده و سراسر هيجان برگزار مي‌شد و لابد و ناچار تنش‌هاي ذهني ـ رواني خاص خود را مي‌داشت. اين مقوله، ديگر عادي‌تر از آن است كه از آن به عنوان يك حادثه ياد شود. ديگر بودن آن شب به‌زعم اين قلم بدان سبب بود كه يك دنيا باور و اعتماد و جرأت در برابر دنيايي از توهم قدرت، قد برافراشت و تا آخر اين قامت را كم نگذاشت و نهايتاً به زانو در آمدن ملتمسانه ـ هرچند در قالب فرو نشاندن يك توپ در سينه‌ي يك تور ـ را به نظاره نشست. اشتباه نكنيد! صاحب اين قلم و راقم اين سطور نه فوتبالي است و نه سر از توپ و تور در مي‌آورد. لكن خوشوقت است كه با مقوله‌اي بنام غيرت و جرأت و اعتماد به نفس تا حدودي آشناست؛ بدين معني كه صاحبان اين سه خصيصه را كه نام بردم به اندك نگاهي مي‌شناسد و در برابرشان به تعظيم و تحسين فرو مي‌نشيند. داستان آن شب، قصه‌ي پرشور يك غيرت مردانه و حميت جرأت‌ورزانه و البته معصوميتي مظلومانه اما پر فرياد بود. ـ و اي كاش، ما ايرانيان كه در بزنگاه‌ها اينگونه حيرت مي‌آفرينيم، منتظر بزنگاه‌ها نمانيم و اصولاً در زندگي عادي روزمره نيز حيرت‌آفرين و تحسين‌برانگيز بنماييم و بمانيم ـ بگذرم.

آن شب همه‌ي ما در يك شعور و وفاق ملي به يك نتيجه‌ي واحد رسيديم و آن اين كه اصل زحمت و كوشش و كم نگذاشتن در طريق هدف، نه تنها بي مقدار‌تر از ايصال به مقصود نيست، بلكه گاه ارزشمندتر است. دو ديگر نكته آن كه قدر دانستن از يك نيت و رفتار خوب و چشم‌پوشي كردن از نتيجه‌ي نه چندان مطلوب، خود يك مهارت است كه بايد آن را آموخت و تمرين كرد. آن شب شايد كسي از ايرانيان نبود كه در دل روند بازي را تحسين نكرده باشد و بر ملامت و شماتت پايان و نتيجه‌ي نه چندان دلخواه بي‌قراري و ناصبوري ورزيده باشد. اين تمرين بسيار ارزشمندي است كه انصافاً مي‌توان به يك مهارت تبديلش كرد. آن شب، عصبانيت و شماتت ناشي از باخت، به پاي متانت و قدرشناسي آن همه غيرت و تاخت قرباني شد و ما بايد اين فديه و قربان را مي‌داديم تا طعم خوش سعه‌ي صدر و رضايت در برابر نيت خوب و كوشش پاكيزه را در كام جانمان حس كنيم؛ و حس كرديم. گفتني نيست كه آنچه در وراي اين رقابت‌ها و هيجان‌ها مي‌ماند همان اخلاق و ادب و نزاكت است، كه ديديم نام‌داران دوران‌هاي قبل بعضاً چه زود بي‌نام شدند و دير نماناد كه نشاني نيز از آن نپايد؛ و راستي را، كه آنچه نپايد دلبستگي را نشايد! پايايي و مانايي از آن ادب و نزاكت و اخلاق نيكوي انساني است و غير از آن هر چه هست، حتي قهرماني و نام‌آوري، رفتني و فراموش شدني است. همين جا فرصت را مغتنم مي‌شمارم و آرزو مي‌برم كه كارشناسان و اهل بحث و سخن در زمينه‌ي فوتبال، به اغتنام ميليون‌ها مخاطب و شنونده‌اي كه دارند، از سطح اين پديده فراتر روند و جوانب اخلاقي و نيز غيراخلاقي آن را نيز به تحليل گذارند و جوانان ما را به خصوص، به اين امر صرافت دهند كه مي‌توان در اوج هيجان و در نهايت مهارت‌ورزي نيز ادب‌آموزي و نزاكت‌ورزي كرد و گوهر اخلاق و ادب را به پاي هيجان‌ها و يا عصبيت‌هاي زودگذر به قربانگاه نفرستاد. از ديگر سوي كار دگري نيز بايد كرد و آن، البته از عهده‌ي كارشناسان رسمي فوتبال بيرون است و در ذمه‌ي جامعه‌شناسان، تاريخ‌دانان و اهل تحليل و تدبر است. آن كار كارستان، نماياندن پشت پرده‌ها و نيز شفاف‌سازي روي صحنه‌هاست كه در پس و پيش و متن و حواشي اين برد و باخت‌ها و در هيجان و تخدير اين پديده‌ي سحرانگيز چه اتفاقات و حوادث ديگري شكل مي‌گيرد و در پس هر تزويج و تهييج عمدتاً خصومت‌آميز ميان دو تيم چه مولوداتي پا به صحنه مي‌گذارند... از اين نيز بگذرم.

... بچه‌هاي كنكوري امسال اين توفيق(!) را داشتند كه در پايان روزي پركار در اين ايام استخواني بتركانند و استرس‌ها و تنش‌هاي انباشته از هيولاي كنكور را به پاي تنش و تب و تاب هيولايي ديگر موقتاً قرباني كنند و خستگي روزانه را به اضطراب برد و باخت شبانه پيوند زنند و چه شود! اما به هرحال غنيمتي داشتند هرچند خود پر از هيجان و بعضاً تنش؛ ليك به فراموشي موقت تنش و استرس كنكور مي‌ارزيد. حال كه سخن به اينجا انجاميد دوباره و چندباره مي‌پرسم: مبادا كنكور نيز مثل فوتبال روي صحنه‌اي داشته باشد و پشت صحنه‌اي؛ پشت صحنه چه خبر است كه كنكور از پاي نمي‌افتد!؟



تاريخ : پنجشنبه پنجم تیر 1393 | 7:1 | نویسنده : محمد علی باغویی |


آزمون‌های سال سوم دبیرستان که به آزمون‌های هماهنگ کشوری دبیرستان یا نهایی معروف است، چند روز پیش در حالی به پایان رسید که با حاشیه‌هایی درخور درنگ همراه بود. برای نمونه اعتراض برخی از دانش‌آموزان به این‌که برخی از پرسش‌ها خارج از کتاب‌های درسی طرح شده است.

این نگارنده که هم دبیر ریاضی پایه سوم دبیرستان و هم در آزمون های نهایی، مراقب یکی از حوزه های امتحانی هستم، با بررسی و پرس و جویی که از چند دبیر فیزیک، شیمی، زبان انگلیسی و... کردم، می توانم بگویم اعتراض این دانش آموزان بجا نبود. به سخن دیگر، پرسش های آزمون های هماهنگ امسال نیز مانند سال های قبل، از کتاب های درسی طرح شده بود.

اما نکته مهم این است که در برخی از درس ها مانند جبر و احتمال و فیزیک رشته ریاضی، برخی پرسش ها از چارچوب جاافتاده این آزمون ها بیرون بود و متاسفانه چون دانش آموزان به شکل و شمایل آزمون های سال های گذشته عادت کرده اند و البته با تاسف بیشتر برخی از دبیران نیز در همین چارچوب جاافتاده تدریس می کنند، برخی دانش آموزان تصور کردند تعدادی از پرسش ها خارج از کتاب درسی بوده است.

پس همین جا می توان به طراحانی خرده گرفت که توانایی پا بیرون نهادن از پرسش های متداول را ندارند و با طرح پرسش های تکراری، مایه و پایه ای می سازند برای دوری بیش از پیش دانش آموزان و معلمان از کتاب های درسی.

هنگامی که دانش آموزی با خواندن پنج شش نمونه از آزمون های سال های گذشته، می تواند نمره قبولی بگیرد، روشن است که هم ارزش درس و کتاب درسی زیر سوال می رود و هم ارزش آموزش و آزمون. نباید فراموش کرد که اگر به دنبال آموزشی مفهومی و ژرف هستیم و دانش آموز و معلم جدی می خواهیم شرط لازم آن، آزمون های مفهومی، ژرف و جدی است.

اما حاشیه دیگر آزمون های امسال به حوزه های تصحیح برمی گردد که البته رخداد چندان تازه ای هم نیست. مساله این است که بسیاری از دبیران به علت هایی همچون دستمزد پایین تصحیح برگه ها و تاخیرهای فراوان در پرداخت دستمزدها، انگیزه چندانی برای حضور در حوزه های تصحیح ندارند. این مشکل البته در درس های ریاضی و فیزیک که تصحیح برگه ها به زمان بیشتری نیاز دارد، نمود بیشتری دارد.

این وضع چنان است که امسال آموزش و پرورش در برخی از شهرها ازجمله تهران، برای فرستادن دبیران به حوزه های تصحیح، ناگزیر به صدور بخشنامه به مدارس شد که حضور دبیران دروس نهایی سوم در حوزه های تصحیح را کاری موظف اعلام می کرد: معلمی که درس های مربوط به امتحانات نهایی را تدریس می کند، موظف است حداکثر دو روز پس از برگزاری امتحان درس مربوط با تشخیص و برابر ابلاغی که از طرف اداره آموزش و پرورش منطقه صادر می شود به حوزه های تصحیح مراجعه کند و حداقل به تعداد دانش آموزان خود، نسبت به تصحیح اوراق امتحانی همان درس با دریافت حق الزحمه اقدام کند. در صورتی که معلمی نسبت به تصحیح اوراق اقدام نکند، موضوع از سوی رئیس حوزه تصحیح مربوط، به اداره آموزش و پرورش محل گزارش می شود تا برابر مقررات با وی رفتار شود.

اما تا آنجا که این نگارنده جستجو کردم و آگاهی یافتم این بخشنامه کارگر نیفتاد و برخی از کارگزاران حوزه های تصحیح تا روزها به دنبال دبیران پایه سوم می گشتند تا آنان را به حوزه های تصحیح ببرند. روشن است که در چنین شرایطی امکان از بین رفتن حقوق دانش آموزان بالا می رود. از این رو می توان گفت آموزش و پرورش بهتر است به جای صدور بخشنامه های اینچنینی به دنبال رفع ریشه ای مشکلات باشد.

روشن است که این سخنان به معنای مخالفت با کلیت برگزاری این آزمون ها نیست. این سخن از آن روست که اینجا و آنجا شنیده می شود باید در پایه سوم دبیرستان آزمون های هماهنگ برچیده شود یا ارزشیابی در آموزش و پرورش باید از سال اول دبستان تا پایان متوسطه دوم توصیفی و کیفی شود و ارزشیابی های کمی از میان برداشته شود که طبیعی است با این دیدگاه، آزمون های هماهنگ سوم دبیرستان نیز توجیه ندارد.

اما پرسشی که می توان از هواداران آزمون های توصیفی داشت، این است که آیا تاکنون درباره دستاورد این آزمون ها در دبستان های کشور، پژوهشی گسترده و همه سویه انجام شده است؟ آیا آزمون های توصیفی در دبستان، پیامدهای آموزشی مثبت و چشمگیری داشته که بخواهیم آنها را به دبیرستان ها هم تعمیم دهیم؟

پاسخ دقیق به این پرسش ها نیازمند پژوهش های دقیق است، اما مطابق دیده ها و شنیده ها می توان گفت متاسفانه و به دلایلی چون تعداد زیاد دانش آموزان در کلاس و گرایش مدیران به قبول شدن صوری همه دانش آموزان، طرح ارزشیابی توصیفی در دبستان های کشور آنچنان موفق نبوده است.

ناگفته پیداست رتبه خیلی خوب یا خوب گرفتن همه دانش آموزان دبستان، گواه و نشانه موفقیت این آزمون ها نیست؛ گرچه می تواند با جلوگیری از تکرار پایه، باعث صرفه جویی اقتصادی شود.

پس با این توضیح، سرنوشت قبول شدن همگانی دانش آموزان دبستان در ارزشیابی های توصیفی کنونی می تواند پیش روی آزمون های کمی پایه سوم دبیرستان نیز باشد، به شرطی که این آزمون ها کشوری برگزار نشود و اوضاع جاری در حوزه های تصحیح، اصلاح نشود.

هم اکنون دانش آموزان دبیرستان های دولتی و غیرانتفاعی بسیاری هستند که تا پایه سوم دبیرستان تا حدودی آسان بالا می آیند، اما پشت همین آزمون های هماهنگ ـ با همه ایرادهایی که به آنها وارد است ـ می مانند. اگر در فلسفه آموزشی خود برای یادگیری علم جایی در نظر می گیریم دست کم در شرایط و سپهر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کنونی آموزش و پرورش و آموزگاران آن نباید بر آزمون های کمی هماهنگ کشوری در دوره متوسطه چشم بپوشیم. این آزمون ها هم اینک یکی از بهترین ابزارهای سنجش آموزشی ماست که بهتر است آن را بهبود بخشیم نه این که آن را از بنیاد براندازیم



تاريخ : شنبه سی و یکم خرداد 1393 | 9:44 | نویسنده : محمد علی باغویی |
سالانه کشور ما کنکور را با گردش پولی بیش از یک‌هزار میلیارد تومان برگزار می‌کند. تصویر تبلیغاتی انتشارات گاج به بزرگی یک ساختمان اداری 10- 12 طبقه، یک ضلع میدان قدیمی و پرتردد انقلاب را بلعیده است، این تنها یک تبلیغ انتشارات گاج است؛ تبلیغی که نه به هویت میدان قدیمی شهر ربط دارد و نه به نام میدان انقلاب اسلامی. این تبلیغ تنها جنبه تجاری دارد و نشان می‌دهد یک انتشارات کتاب‌های درسی و به خصوص کنکوری در کشور ما چه قدرت مالی دارد که یک ضلع میدان اصلی شهر را تصاحب کرده است. 

تنها کتاب‌هایی که هر نوبت تیراژشان 10 هزار عدد و در طول یک سال بیش از 10 بار تجدید چاپ می‌شوند کتاب‌های کنکوری هستند، کتاب‌های انتشاراتی چون گاج، قلم‌چی، گل واژه، الگو، خیلی سبز و انتشارات دیگر. هر روز یک کتاب جدید، یک فلش کارت جدید، یک کتاب جمع‌بندی جدید، یک آموزش تست‌زنی جدید منتشر می‌کنند و هر داوطلب کنکور بیش از یک بار برای خرید جذب فروشگاه‌های اینترنتی مجهز و فروشگاه‌های بسیار بزرگ چند نبش انتشاراتی‌ها در خیابان می‌شود. 

به عنوان مثال تنها یک عنوان کتاب گاج حداقل 25 میلیارد فروش می‌کند. کتاب‌های چهار جلدی دور دنیا در چهار ساعت گاج را تمام داوطلبین می‌شناسند. کنکورهای عمومی و اختصاصی 10 سال گذشته را همراه با پاسخنامه دارد. هر کتاب 25 هزار تومان است. اگر تنها یک چهارم داوطلبین امسال این کتاب را خریداری کرده باشند، تنها یک عنوان کتاب 25 میلیارد فروش خواهد داشت. اگر تنها هزینه کتاب‌های رشته ریاضی چهارم دبیرستان انتشارات قلم‌چی را برای یک نفر حساب کنید بیش از یک میلیون می‌شود، حال اگر یک چهارم 200 هزار داوطلب ریاضی امسال یعنی تنها 50 هزار نفر این کتاب‌ها را تهیه کنند، مبلغی بالغ بر 70 میلیارد تومان کتاب‌های ریاضی قلم‌چی فروش داشته است. یکی دیگر از نشرهای معتبری که دانش‌آموزان از آن کتاب‌هایشان را تهیه می‌کنند نشر الگوست، این نشر برخلاف نشرهای دیگر سایتی با اطلاعات ناقص دارد و کتاب‌های رشته‌های انسانی و هنر خود را روی سایت نگذاشته است.

 24 عنوانی که روی سایت گذاشته را اگر تنها یک چهارم داوطلبین هر کدام از رشته‌ها خریداری کنند، 300 میلیارد نشر الگو فروش کرده است. امسال تعداد داوطلبین رشته تجربی از تمام رشته‌های دیگر بیشتر است، 522 هزار داوطلب شرکت در کنکور تجربی هستند. حال اگر تنها یک چهارم این تعداد داوطلب یعنی 130 هزار نفر تنها 18 عنوان کتابی که گاج برای پیش دانشگاهی ارایه کرده است را خریداری کرده باشند، انتشارات گاج 124 میلیارد تومان فروش کرده است. حداقل عنوان کتاب‌هایی که انتشارات گاج برای سال چهارم دبیرستان در سه رشته ریاضی، علوم تجربی، انسانی ارایه کرده است 50 عنوان است.

تعداد تیراژهای کتاب‌های کنکور نشان‌دهنده این است که مردم کشور ما متقاضی این کتاب‌ها بوده و آنها را خریداری و مصرف می‌کنند. داوطلبین تحت تاثیر تبلیغات و عوامل دیگر احساس نیاز می‌کنند که کتاب‌های کمک آموزشی خریداری کنند و هر سال کنکور بیش از هزار میلیارد هزینه‌بر می‌شود و بازهم این تراژدی با این هزینه هنگفت تکرار می‌شود. 15 میلیون هزینه یک سال زندگی دانش‌آموز 17، 18 ساله است.

یکی از معروف‌ترین مدارس تهران در حوالی خیابان ونک 12 میلیون شهریه در مقطع چهارم دبیرستان یا پیش‌دانشگاهی سابق دریافت می‌کند. این مدرسه دخترانه تعداد دانش‌آموزان پیش‌دانشگاهی‌اش در سال تحصیلی 92-93، 60 نفر بوده است که تنها 720 میلیون شهریه مقطع پیش دانشگاهی این مدرسه در تهران محسوب می‌شود. 

در رشته ریاضی پیش دانشگاهی گاج 17 عنوان کتاب دارد. در صورتی که تنها یک چهارم 222 هزار داوطلب ریاضی این کتاب‌ها را خریداری کنند، یعنی تنها 50 هزار داوطلب نزدیک به 50 میلیارد فروش از آن انتشارات گاج می‌کند. در حالی که انتشارات گاج تنها یکی از انتشاراتی است که داوطلبان کتاب‌های خود را از آنها خریداری می‌کنند. از طرف دیگر خرید کتاب‌های لازم بیش از یک میلیون دیگر خرج برمی‌دارد و شرکت در آزمون‌های قلمچی و سنجش و گزینه دو و همایش‌ها نیز نزدیک 500 هزار تومان و از طرف دیگر مدارس شرایط مناسبی برای درس خواندن بچه‌ها تا 9 شب به وجود می‌آورند و به طور میانگین برای 100 روز ماندن انها 500 هزار تومان دریافت می‌کنند. اگر یک دانش‌آموز کنکوری تنها پنج جلسه معلم خصوصی بگیرد که هزینه هر جلسه نزدیک 200 هزار تومان است، حداقل هزینه سال پیش دانشگاهی او 15 میلیون می‌شود. از طرف دیگر خانواده‌ها و دانش‌آموز چهارم دبیرستانی هر روز نام یک موسسه به نام، یک مشاور خبره، یک همایش جمع‌بندی و یک معلم خصوصی را می‌شنوند. شرکت کردن در این جلسه‌ها به آنها پیشنهاد می‌شود.

از زمانی که دانش‌آموزان وارد مدرسه می‌شوند کنکور به عنوان مهم‌ترین مرحله تحصیل به آنها معرفی می‌شود، اما آیا در حال حاضر که تمام دانشگاه‌ها ظرفیتی چند برابر گذشته را دارند و باز هم نیاز به برگزاری کنکور وجود دارد؟ کنکوری که در سال 1347 با 47 هزار داوطلب در برای اولین بار برگزار شد و امسال در چهل و چهارمین نوبت برگزاری اش با یک میلیون و 32 هزار داوطلب برگزار می‌شود نباید در طول 44 سال اشکال‌هایش را رفع و دچار دگردیسی شود؟ 

در اولین دوره برگزاری کنکور داوطلبان تنها می‌توانستند در 30 رشته ادامه تحصیل دهند. داوطلبانی که از طبقه‌های متفاوت بودند کسانی که در زیر نور چراغ‌های پارک با یک موکت زیر پایشان درس می‌خواندند یا کسانی که در خانواده‌های مرفه و فرهنگی از کودکی با معلم سرخانه بزرگ شده بودند. تا سال 1342 معدود دانشگاه‌های ایران،صنعتی آریامهر، پلی‌تکنیک، ملی، فردوسی و جندی‌شاپورهرکدام آزمون جداگانه برای پذیرفتن برگزار می‌کردند پس از گذشت چند سال تعداد دانشگاه‌های کشور به 14 عدد رسید و در سال 1350 افزایش تعداد داوطلبان موجب شد آموزش عالی تاسیس و قدم‌های اولیه برگزاری کنکور در ایران برداشته شود. 

در سه سال انقلاب فرهنگی کنکور برگزار نشد. تعداد بسیار داوطلبان دهه شصتی موجب شد تمام دانشگاه‌ها ظرفیت خود را بالا ببرند اما تعداد داوطلبان سال‌های بعد افت کرد و کاهش یافت باز هم تراژدی چند هزار میلیاردی کنکور با وجود داوطلبانی که به نسبت سال‌های گذشته بسیار کنکور پیدا می‌کند. کنکور در حالی برگزار می‌شود که تمام دانشگاه‌ها ظرفیت دارند وقیمت کاغذ روز به روز افزایش پیدا می‌کند و موسسات کنکور هر روز قدرتمند تر و ثروتمندتر از گذشته می‌شوند. از همان سال‌های ابتدایی ورود به دبستان به دانش‌آموزان آموزش داده می‌شود، کنکور آزمونی است که می‌توانند در آن توانایی‌های حقیقی‌شان را نشان دهند و تنها راهی است که می‌توانند به رویاهایشان، رسیدن به شغل دلخواه و آینده مناسب نزدیک شوند. 

شاید بد نباشد که آموزش‌ها متمرکز بر یادگیری درست باشد به جای گذراندن سال با هدف شرکت در کنکور، راه حل دیگری اندیشید. فشار و استرس سال کنکور بسیاری از انگیزه‌ها و خلاقیت دانش‌آموزان را نابود می‌کند و چه‌بسا کسانی که سال‌ها پشت کنکور می‌مانند و آخر بدون ادامه تحصیل روانه سربازی می‌شوند. تنها یاد گرفتن خوب تست زدن نمی‌تواند دانش‌آموزان را کارآمد کند یا شایسته تحصیل در بهترین رشته‌های دانشگاهی کند. امروزه راه دستیابی به این دانشگاه‌ها را گروه‌های زیادی مدیریت می‌کنند. 

موسسات به نام کنکور، انتشارات کتاب‌های کنکوری و مشاوران تحصیلی و مدارسی که دانش‌آموزانشان در کنکور رتبه‌های بالایی آورده‌اند، مارتن کنکور را برگزار می‌کنند و هر روز بر آمار فارغ‌التحصیل‌های بیکار افزوده می‌شود یا دانشجویانی که در رشته تخصصی شان کار نمی‌کنند یا برای درس خواندن معتاد قرص‌هایی مانند ریتالین می‌شوند. 



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 | 16:21 | نویسنده : محمد علی باغویی |
1-گل آدم در نوروز سرشته شد. نوروز روز آفرينش انسان است.

2- آدم بهشتي: از ميوه ممنوعه تناول كرد، لاجرم به پادافراه آن گناه از بهشت رانده شد و در روي زمين به «سرانديب» فرود آمد و شريك جرمش «حوا» به «جده» افتاد. آدم از كرده خويش توبه كرد و به درگاه خدا ناليد خداوند بر او ببخشود و بدين‌سان جفت او را در زمين عرفات، در روز «نوروز» به او باز گردانيد.

3- چون كشتي نوح بر «جودي» قرار گرفت، آب كم‌كم پايين آمد و نوح پاي بر خاك نهاد آن روز «نوروز» بود.

4- روزي كه يوسف را از چاه برادران بيرون كشيدند، نوروز بود.

5- موسي، عصاي خود را بر آب نيل (يا درياي سرخ) زد و آب پس نشست و بني‌اسراييل از آب گذشتند و از تعقيب و آزار فرعون جستند، آن روز، نوروز بود.

6- روزي كه دوباره، يونس نبي از دهان ماهي پاي بر ساحل نهاد، نوروز بود.

7- هنگامي كه خداوند انسان را آفريد همه ستارگان آسمان در برج «حمل/فروردين» جمع شدند و چون كار آفرينش پايان آمد خداوند ستارگان را فرمود تا به جايگاه‌هاي خود باز گردند، آن روز، نوروز بود.

8- بكتاشيان، «نوروز» را روز تولد حضرت علي‌ (ع) مي‌دانند و معتقدند كه امام، در همين روز با فاطمه‌زهرا‌ (س) ازدواج كرد.

9- شيعيان مي‌گويند: پيغمبر (ص) در چنين روزي علي‌ (ع) را به خلافت خويش برگزيد.

نوروز بر همگان مبارک.....



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 | 8:10 | نویسنده : محمد علی باغویی |
باحضور وزیر آموزش و پرورش، معاونین وزیر، دبیرکل و اعضای شورای عالی آموزش و پرورش، سوگندنامه معلمی قرائت شد.

به گزارش فارس، مراسم قرائت سوگندنامه معلمی امروز با حضور وزیر آموزش و پرورش، معاونین وزیر، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش و اعضای این شورا در ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش برگزار شد.

در این سوگندنامه که توسط فرزند شهید حسن مظفر  قرائت شد آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اکنون که با استعانت از الطاف بیکران الهی، مسئولیت خطیر معلمی را برعهده می‌گیرم، به عنوان عضوی از جامعه معلمان در پیشگاه خداوند متعال که دانای آشکار و نهان است، به قرآن کریم سوگند یاد می‌کنم:

فرزندان ایران عزیز را چون فرزند خود بدانم و معلمی را رسالتی بزرگ شمارم؛ تمام توان خود را در تعلیم و تربیت دانش‌آموزان به کار گیرم؛ در آموختن و دانش‌افزایی و ارتقای صلاحیت‌های حرفه‌ای کوشا باشم و در نشر علم کریمانه عمل کنم.

خود را به تقوای الهی و فضایل اخلاقی آراسته سازم و از شأن و منزلت معلمی پاسداری کنم؛ از آنچه با پرهیزگاری و شرافت انسانی و اخلاق معلمی منافات داشته باشد دوری گزینم؛ مدافع حق و عدالت و آزادی و آزادگی بوده و به قوانین و مقررات پایبند باشم؛ مصالح دانش‌آموزان و جامعه را بر منافع خود مقدم بدارم و با همگان صادقانه و صمیمانه رفتار کنم.

دانش‌آموزان را امانت‌های الهی بدانم و حرمت و کرامت ایشان را پاس بدارم و رازدار و امین آنان باشم؛ زمینه رشد و شکوفایی فطرت الهی و استعدادهای نهفته و فضایل اخلاقی آنان را فراهم سازم؛ عشق به همه خوبی‌ها و زیبایی‌ها به ویژه عشق به راه امام(ره) و شهیدان و ارزش‌های انقلاب اسلامی را در وجود آنان پرورش دهم؛ آنان را به خردورزی و تفکر، ایمان و عمل صالح، خلاقیت و پرسشگری برای زندگی سعادتمندانه رهنمون شوم و شهروندانی امیدوار، پرتلاش و آینده‌نگر، قانون‌مدار و مسئولیت‌پذیر برای خدمت به مردم و میهن اسلامی تربیت کنم.

من این عهد و پیمان را با اتکا به شرف و وجدان خویش تعهد می‌کنم و از خداوند متعال می‌خواهم در پیمودن این راه خطیر، بینش مرا افزون، اراده‌ام را راسخ و گام‌هایم را استوار گرداند.



تاريخ : سه شنبه ششم اسفند 1392 | 0:13 | نویسنده : محمد علی باغویی |